Nothing happens, ... . No one comes, no one goes.
پيتزا پويا، کافه شهرام، کافه نادري، سياه و سفيد، رستوران آبان، پارک حقاني، مطب سيدخندان، کافه تأتر، آن دو، رستوران جام جم، سينما سپيده
امروز همه جا دنبالت گشتم. حتي تو کتاباي شاملو، تو هايکو
باورت مي شه؟چقدر زودگذشت. ما داريم مي گذريم. ما داريم تموم مي شيم.
حالا مث هميشه تو کافه نادري نشستم. جلوم يه فنجون کاپوچينو با يه کيک کشمشي. مث پارسال مث هميشه.هيچ اتفاقي نميفته، نه کسي مياد نه کسي ميره!!
باورت مي شه؟؟
Wish u were here!!
لالالا لالالا لا لالا
لالالا لالالا لالا لا لا
لالالالا لالالا لا لا لالا
لالا لالا
لا ... . لالالا لالا ... لا
لا.....لا ... لالا
لالا لالا
لحظه اي آرام بايست بگذار خوب نگاهت کنم. مي گويند جهان در حال انبساط است و فاصله ي ما در حال افزايش. عده اي مي گويند در فضاهاي خالي ايجاد شده در اين انبساط ستاره هاي جديد، کهکشان هاي جديد و اجرام جديدي متولد مي شوند تا يکپارچگيو ثبات جهان باقي بماند. در فاصله ي بعيد من و تو هيچ جرمي ايجاد نمي گردد. آنگاه که قصد انبساط کردي در خود رفتم و چگالي ام افزوده شد. حالا متروک جهانم که هم براي خود و هم براي کائنات ديگر زيان بارم. تصوير تخريب من هزاران سال نوري ديگر به تو مي رسد.
در فاصله ي ما جز سفيدي چيزي نمي رويد!!